آخرین باری که نوشتم کی بود؟! راستش این مدت زندگیم با زیتون گذشت. نشد بیام از تکتک جزئیاتش بنویسم ولی توی قلبم حک شده و تا ابد باقی میمونه. راستش هنوزم باورم نمیشه که زیتون توی زندگیمه و قراره بعد از من پررنگترین نقش زندگی منو بازی کنه. صبحا با این امید که بهش صبح بهخیر بگم یا پیام صبح بهخیرش رو ببینم و بخونم بیدار میشم. و شبها بدون شب بهخیر گفتنش برام تاریکه. این مدت منظم و مرتب همینطور بوده و امیدوارم تا همیشه همینطور بمونه. منبع
درباره این سایت